تبليغاتX
گروه تئاتر نقشينه -

تمامی آینده جبران این اکنون را

مریم سپهری

m.sepehri@naqshineh.net

شما همۀ کسانی که در این زمان و مکان زندگی می کنید حتماً می دانید گشتن و باز گشتن به دور یک دایره در تمامی عرصه های زندگی، عادت ثانویه مان شده است و این ویژگی بارز زمان و مکانی است که ما درآنیم. این مقدمه برای آن است که بگویم می خواهم در فرصت این مقاله از چرخش به دور دایرۀ ITI فاصله بگیرم و از دور به آن نگاه کنم. به یاد این جمله از نیچه می افتم که:"در فرزندانم می خواهم جبران آن را کنم که فرزند پدرانم بوده ام: و در تمامی آینده، جبران این اکنون را!"

 

در انتخاباتی که روز 13 اسفند 1384 برگزار شد و عده ای آن را دموکراتیک و عدۀ دیگری آن را غیر دموکراتیک خواندند، هیأت مدیرۀ تشکیلات (؟) ITI در ایران، به شرح زیر انتخاب شد: قطب الدین صادقی، بهزاد فرهانی، فرشید ابراهیمیان، ناصح کامکاری، دیدار رزاقی، کمال الدین شفیعی، بیژن نوروزی، عباس شادروان رضا موسوی و شخصی به نام جهانگیریان. در رأس این هیأت قطب الدین صادقی قرار گرفت. اگر به یاد داشته باشید در همان زمان هیأت مؤسس این تشکیلات(؟) که عبارت بودند از مریم معترف، محمد رضا خاکی، مسعود دلخواه، محمد یعقوبی و منصور خلج به شدت به این انتخابات اعتراض داشتند و البته مراتب نارضایتی خود را در سه صفحه تنظیم کردند و به مدیریت کمیسیون فرهنگی یونسکو در ایران، ارئه دادند. دلایل این هیأت برای نارضایتی چنین عنوان شده است: اطلاع رسانی ناکافی- نبودن نمایندۀ یونسکو به عنوان ناظر بر انتخابات- کم بودن تعداد کاندیداها- رعایت نشدن مفاد اساسنامه.

 

قطب الدين صادقي

پس از گذشت چند ماه یا به عبارت دقیق تر، روز 28 خرداد ماه 1385 خبری بر روی سایت خبرگزاری مهر قرار گرفت با این تیتر:"سرسنگی عضو کمیتۀ اجرایی ITI جهانی شد" و در آن ضمن مطلع کردن خوانندگان علاقمند به هنر تئاتر از عضویت مجید سرسنگی به همراه 19 تن دیگر از کشورهای مختلف در کمیتۀ اجرایی ITI جهانی، توضیح داده شد که این کمیته، بالاترین مرجع سیاست گذاری و اجرایی این مؤسسه است. و جملۀ پایانی این خبر چنین است:"مؤسسۀ بین المللی تئاتر(ITI) یک تشکل بین المللی وابسته به یونسکو است که با همراهی کشورهای عضو، برای گسترش هنر تئاتر و ارتقای کمی و کیفی آن تلاش می کند." خیلی ساده است، این خبر می خواهد بگوید رییس تشکیلات(؟) ITI در ایران، یک آدم دولتی به نام مجید سرسنگی است. گویا خبرنگار خبرگزاری مهر اوضاع را غیر عادی می بیند و در لید خبری که باز هم همان روز به روی سایت می رود چنین می نویسد:"در حالی که به گفتۀ مسئول روابط عمومی کمیتۀ اجرایی ITI ایران[ناصح کامکاری]، عضویت مجید سرسنگی در کمیتۀ اصلی اجرایی ITI بر اساس روابط پیشین بوده، خود سرسنگی معتقد است که ادارۀ کل هنرهای نمایشی نمایندۀ ITI ایران است." و چند پاراگراف پایین تر چنین نوشته است:"حسین پارسایی، مدیر کل هنرهای نمایشی، نیز با اعلام این مطلب که اجلاس ITI جهانی هر دو سال یک بار برگزار می شود و این انتخابات در نشست اخیر نمایندگان ITI جهانی در فیلیپین برگزار شده، ارائۀ تو ضیحات بیشتر در این باره را به مجید سرسنگی، فرد انتخاب شده و همسفرش در سفر فلیپین، موکول کرد. این در حالی است که مدیر کل هنرهای نمایشی قبل از سفر خود به فیلیپین به خبرگزاری ایرنا اعلام کرده بود به عنوان میهمان در اجلاس ITI شرکت می کند و نمایندۀ ITI نیست." و مجید سرسنگی به خبرنگار مهر گفته است:"تا جایی که من اطلاع دارم، ITI جهانی، انتخابات اخیر ITI ایران را به رسمیت نشناخته و این انتخابات هنوز به تأیید ITI جهانی و یونسکو نرسیده است. بنابراین تا زمانی که انتخابات ITI ایران به رسمیت شناخته نشود، فعالیت های ITI از طریق ادارۀ کل هنرهای نمایشی انجام می شود. مگر این که اسامی این دوستان به عنوان نمایندگان ITI ایران تأیید و اعلام شود." خبرنگار مهر به او می گوید که این موضوع بر خلاف اساسنامۀ ITI جهانی است و طبق این اساسنامه، باید هیأت مدیره، از طریق انتخابات جامعۀ تئاتری انتخاب شوند و سرسنگی چنین پاسخ می دهد:"بر اساس اسناد و مدارکی که من در اختیار دارم، این گونه هم نیست و چون ITI هر کشور نماینده و معرف آن کشور در جهان است، با توجه به ساختار تئاتر ایران، فعلاً ادارۀ کل هنرهای نمایشی نمایندۀ ITI شناخته می شود. البته همۀ گروه های تئاتری امکان عضویت در این نهاد بین المللی را دارند، به طوری که در سفر اخیر ما به فیلیپین، چند گروه به عضویت این نهاد درآمدند." در پایان این خبر، سرسنگی افزوده است که فعلاٌ هیچ تغییری در ساختار ITI ایران رخ نداده است.

 

 

تا اینجا، قضیه به طور خلاصه چنین است که هیأت مؤسس تشکیلات(؟) ITI در ایران، انتخابات هیأت مدیرۀ این تشکیلات(؟) را قبول ندارد و گزارشی منفی از چگونگی برگزاری این انتخابات به نمایندگی یونسکو در ایران ارائه کرده است بنابراین نام هیچ یک از این اعضاء [به طور رسمی یا غیر رسمی]، به دفتر ITI جهانی منتقل نشده است. در همین اثنا حسین پارسایی و مجید سرسنگی به اجلاس جهانی این مؤسسه که امسال در مالی فیلیپین برگزار شد رفتند و سرسنگی را به عنوان رییس این تشکیلات(؟) در ایران معرفی کردند و حق عضویت را هم پرداختند. با این حساب تا دو سال دیگر که دوباره این اجلاس تشکیل شود، سرسنگی در سمت خود[رئيسITI ایران] باقی خواهد ماند. اما............... اما رییس هیأت رییسۀ انتخابات تأیید نشدۀ تشکیلات(؟) ITI در ایران، قطب الدین صادقی، پس از شرکت د رجشنوارۀ فرایبورگ آلمان، به خرج خودش راهی فرانسه می شود تا مجهولاتش دربارۀ ITI را به معلومات تبدیل کند و ببیند " این تعلل پنج سالۀ یونسکو در ایران در روند شکلی گیری این نهاد غیر دولتی به چه دلیل بوده است و از نهادهای مسئول، پاسخ بخواهد."[خبرگزاری مهر- 4/5/85] صادقی که بلافاصله پس از بازگشت از سفر، در جمعی از خبرنگاران حاضر شد، اظهار داشت در دو نشست با جنیفر والپل، دبیرکل ITI جهانی در پاریس، در مورد این مؤسسه تمام اطلاعات لازم را به دست آورده است و متوجه شده تا به حال هم هنرمندان هم خبرنگاران و هم مسئولان تئاتر ایران، اطلاعات درستی دربارۀ ITI ندارند و دچار سوءتفاهم شده اند. او در بخشی از سخنانش گفت:"کمیتۀ ملی یونسکوی ایران هیچ نقشی در شکل گیری و انتخابات ITI ایران ندارد و طبق اساسنامۀ ITI، خانم فراهانی و دکتر توکل نماینده و مسئول یونسکوی ایران در شکل گیری و انتخابات ITI ایران، دخالت بی جا کرده اند. این موضوع توسط دکتر جلالی سفیر ایران در یونسکو نیز تأیید شده است."[خبرگزاری مهر- 4/5/85] او عنوان کرد با وجود آن که به مسعود دلخواه و محمدرضا خاکی به دلیل دخالت بی مورد در انتخابات این تشکیلات(؟)، انتقاد دارد اما بیش از همه به دکتر توکل معترض است به خاطر پنهان کاری در پنج سال اخیر و تعلل در انتخابات هیأت مدیرۀ غیر دولتی ITI. صادقی به دبیر کل جهانی ITI و دکتر جلالی، نمایندۀ ایران در یونسکو شکایت کرده است. او متن فرانسه زبان این شکایت نامه را که با همکاری یک حقوقدان تنظیم شده، به خبرنگاران ارائه کرد و گفت:"تا جایی که اطلاع دارم، این شکایت نامه به دست ایشان رسیده و ITI جهانی از وی توضیح خواسته، اما هنوز پاسخی داده نشده است. من از اشتباهات هر کس در مورد موضوع ITI بگذرم، از اشتباهات و کوتاهی های یونسکوی ایران در جریان شکل گیری ITI ایران، گذشت نخواهم کرد."

 

 

قطب الدین صادقی همچنین اساسنامۀ تنظیم شده به وسیلۀ هیأت مؤسس را زیر سئوال برد و گفت که این اساسنامه وجاهت بین المللی ندارد و لزومی به نوشتن آن نبوده. او به این نکته اشاره کرد که بندی با عنوان آشنایی هیأت مدیره با زبان خارجی به آن اضافه شده که بر اساس یک عقدۀ جهان سومی است!! او در بخش دیگری گفت:"ادارۀ کل هنرهای نمایشی، هیأت مدیرۀ منتخب ITI ایران را فریب داد و با شرکت در اجلاس فیلیپین به حکم آقای پارسایی مدیر کل هنرهای نمایشی، مجید سرسنگی به عنوان دبیر اجرایی ITI ایران معرفی شدو مبلغ دو هزار یورو حق عضویت در ITI را پرداخت کرد." وی ضمن غیراخلاقی و غیردموکراتیک خواندن این رفتار مسئولان، اضافه کرد:"نکتۀ جالب این بود که دبیر کل ITI جهانی به من کاغذی نشان داد که در آن دکتر سرسنگی به معرفی خود و سوابقش پرداخته و خود را احیاء کنندۀ تمام انجمن های هنری ایران دانسته بود که این موضوع مرا بسیار شگفت زده کرد. من در این باره از آقای پارسایی، مدیر کل هنرهای نمایشی توضیح خواهم خواست."

و بالاخره قطب الدین صادقی در مورد راه حل این مسئله گفت که تمام اعضای هیأت مدیرۀ ITI ایران را به دبیر کل جهانی معرفی کرده است و از او خواسته شده تا معرفی این اعضا به صورت مکتوب با تأیید سندیکای غیر دولتی تئاتر ایران که همانا خانۀ تئاتر است، صورت گیرد و حالا این ایرج راد است که به عنوان مدیر عامل سندیکای غیر دولتی تئاتر ایران، باید نامه ای بنویسد و اعضاء را معرفی کند. ولی آیا به نظر شما، خانۀ تئاتر یک سندیکای غیر دولتی است؟ اگر چنین است چرا بودجه اش را از وزارت ارشاد می گیرد؟ آیا در ایران هیچ گروه، مؤسسه یا انجمن تئاتری غیر وابسته به دولت وجود دارد؟ آیا تئاتر ایران به شدت دولتی نیست؟ عجب دایره ای!!!!!!!!!!!!!!

پس دعوا بر سر چیست؟ بگذارید صادقانه بگویم؛ در بین اهالی تئاتر عده ای هستند که بدون هیچ قرارداد نوشته شده ای، به شدت دولتی اند به این معنا که در دورۀ هر مدیری و در هر شرایط سیاسی و اقتصادی، اجراهای داخلی و سفرهای خارجیشان به راحتی انجام می شود. این عده، همیشه ظاهری ناراضی به خود می گیرند تا فرقشان با دیگران خیلی به چشم نیاید. عدۀ دیگری هم هستند که بدون آن که دولتی باشند، بی سر و صدا سفرهای خارجیشان طبق برنامه انجام می شود و اهمیتی هم نمی دهند که در ایران اجرا داشته باشند یا نه و اتفاقاً این عده به همین دلیل معمولاً در ایران اجراهایی دارند که بیشتر به دلیل کنجکاوی مسئولان امر از استقبال جشنواره های خارجی از این گروه هاست. و عدۀ آخری هم هستند که به دلیل کوتاه بودن دستشان از سفرهای خارجی از یک طرف و غیر وابسته بودن به دولت [بر اساس همان قرارداد نوشته نشده]، به شدت با مشکلات تئاتر از جمله بودجه و سالن درگیر هستند و نمی دانم نگاه واقع بینانه چه می تواند باشد آیا این عده تا ابد غرق در مشکلات خواهند بود یا مشکلات حل خواهد شد یا به یکی از دو دستۀ اول و دوم خود را منتقل خواهند کرد. اما ربط این موضوع به ITI چیست؟ متأسفانه در ایران، به دلیل کم بود و نبود امکانات و تقسیم نشدن امکانات موجود به طور عادلانه، ITI تبدیل شده است به یکی از امکانات و راه های مطرح شدن در ایران و اجرا داشتن در خارج از ایران و این امکان تا کنون فقط در دست دولت و عدۀ اول که به دولت وابسته اند، قرار داشت اما حالا عدۀ سوم بر آن شده اند که این امکان را به دست آوردند اما به نظر می رسد راهی را که در پیش گرفته اند، به مقصد نمی رسد.

برمی گردیم به قضیۀ قطب الدین صادقی و بررسی این موضوع که آیا نمی شد حسین پارسایی به عنوان یک آدم دولتی، قبل از سفرش به فیلیپین و اجرای نقشه اش در مورد مجید سرسنگی، جلسه ای تشکیل می داد و از هیأت مدیرۀ ITI که خود را غیر دولتی می داند دعوت می کرد تا به طور مسالمت آمیز این موضوع را با آن ها در میان بگذارد که مثلاً چون حق عضویت ITI را ادارۀ کل هنرهای نمایشی پرداخت می کند، پس نمایندۀ آن هم باید یک آدم دولتی باشد. واضح است که با مخالفت رو به رو می شد ولی چرا او باید از این مخالفت واهمه داشته باشد اگر مدیری باشد که واقعاً خود را دلسوز جامعۀ تئاتری می داند؟ شاید می شد در آن جلسه به نتیجۀ بهتری رسید از موقعیتی که اکنون به وجود آمده. چرا حسین پارسایی همه را در یک عمل انجام شده قرار داد. این تصمیم گیری یک جانبه و تک نفره چه مقدار نزدیک است به فاکتورهایی که یک مدیر لازم دارد تا عهده دار برنامه ریزی برای هنری باشد که گروهی کار کردن و گروهی تصمیم گرفتن از مشخصه های بارز آن است؟ حتماً می دانید که محمد اطبایی، مدیر امور بین الملل ادارۀ کل هنرهای نمایشی در پاسخ به اظهارات قطب الدین صادقی، آن ها را کذب و توهین به مسئولان تئاتر کشور خواند و البته صادقی هم نامه ای در جواب او نوشت. پس از آن محمد یعقوبی هم عکس العمل نشان داد و گفت که سخنان محمد اطبایی، استدلال و منطق درستی در بارۀ ITI ایران ندارد. محمد رحمانیان هم اعلام کرد متنی در پاسخ به صادقی نوشته است که در سایت شخصی خودش آن را درج خواهد کرد. محمد رضا خاکی بار دیگر در صدد غیر دولتی اعلام کردن ITI در ایران برآمد. امیر دژاکام نظراتش را دربارۀ چگونگی انتخاب هیأت مدیره در سایت ایران تئاتر بیان کرد و بسیاری از انجمن های تئاتری شهرستان ها اعتراض هایی کردند و................ دوباره آب برای مدتی گل آلود شد و این جنجال هم مثل همۀ جنجال های دیگر بدون آن که نتیجه و ثمری داشته باشد، فقط به متهم کردن و مقصر نشان دادن یکدیگر انجامید. عجب دایره ای!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

آنچه مسلم است این قضیۀ اختلاف بر سر ITI ، تمامی نخواهد داشت و هرگز نفعی از آن به کسی نخواهد رسید حتی آنان که پیروزمندانه فکر می کنند در این بازی برنده اند. داستان شریف خدایی را به یاد بیاورید که دولت مستعجل بود. هر چند کسی نتوانست هرگز از واقعیت ماجرا سر دربیاورد یا حتی جلوی سوءاستفاده های مادی او را بگیرد ولی سرانجام در مدتی بسیار کوتاه تر از آن چه فکر می کرد معلق شد و یکی از میراثی که برای تئاتر ایران به جا گذاشت، پنج سال بلاتکلیفی ITI بود. البته شواهد نشان نمی دهند که ITI در این پنج سال می توانست به سرانجامی برسد. و در پایان این مقاله فقط یاد کردن از یک نفر باقی می ماند: ایرج راد، مدیر عامل خانۀ تئاتر که سیاستمدارانه سکوت کرده است. شاید مشعوف شنیدن اخبار خوبی از سوی شهرداری تهران است که به او وعدۀ اتمام ساختمان خانۀ تئاتر را داده اند. نمی دانم او در این خانه به چه چیزی مشغول است؟ عجب دایره ای!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

+ نوشته شده در  یکشنبه 15 مرداد1385ساعت 16:40  توسط رضا قاضياني  |