تبليغاتX
گروه تئاتر نقشينه

 

مریم سپهری

m.sepehri@naqshineh.net

 

    "معنای یک گروه بیش از آن است که یک عده دور هم جمع شوند.اعضای یک گروه صاحب یک تقدیر مشترک هستند. در گروه مجموعۀ خلاقیت های یک بازیگر، شناخته می شود و تعادل دیالکتیک بین خلاقیت فرد و گروه وجود دارد. فرد به گروه و گروه به فرد، توان می دهد. خلاقیت گروهی در تمام اجزای تئاتر تأثیرگذار است. ما باید بتوانیم با تشکیل کارگاه ها، نیروهای مولد انرژی تولید کنیم و به آسیب هایی که در شرایط موجود، ما را مضمحل می کند، پاسخ دهیم. فرسایش و ناامیدی دشمن بزرگ ماست. ما باید برای خود پتانسیل ایجاد کنیم تا گروه ها بتوانند خودشان را پیدا کنند."

    سخنان بالا را علی رفیعی در نشست راهکارهای عملی تئاتر، روز 22 مردادماه در خانۀ تئاتر گفته است به راستی چه توصیف پرمعنایی به دست داده در شش خط از آنچه که یک گروه تئاتر می تواند باشد. آیا هرگز در کشور ما چنین گروه هایی شکل خواهند گرفت؟ باز هم بخوانید گفتۀ دیگری از رفیعی را در همان جلسه:"حرف های ما حرف های ناکامی ها و غبطه های روی هم انباشته است. فکر می کنم مدیران و متولیان تئاتر ما نه از سر نادانی و ناآگاهی بلکه آگاهانه، با تشکیل گروه های تئاتری به معنای واقعی کلمه، مشکل دارند و گویی گروه به منزلۀ زنگ خطری برای آنان است..."

    اگر تا به حال به سایت ایران تئاتر، وابسته به مرکز هنرهای نمایشی [بخوانید ادارۀ کل هنرهای نمایشی]، مراجعه کرده باشید، حتماً دیده اید زیر فهرست "بانک اطلاعات" دو عنوان "گروه های نمایشی تهران" و "گروه های نمایشی شهرستان ها" قرار دارند که اگر بر روی آن ها کلیک کنید لیست بلند بالایی از گروه های تئاتری می بینید که حیرت آور است. می دانید این حیرت از چیست؟ از این که این گروه ها، نه رسمیت دارند، نه جا و مکان دارند و نه فعالیت مستمر. دوستی می گفت در ایران همه چیز فقط "شکل" است و "محتوایی" وجود ندارد. یکی از مصداق های این جمله همین گروه های تئاتری ما هستند. این لیست بلند بالا شکل بسیار زیبایی به این سایت دولتی داده است بدون آن که  مرجع آن یعنی ادارۀ کل هنرهای نمایشی، کوچک ترین حمایتی از گروه ها بکند یا حتی قدمی بردارد برای رسمیت دادن به آن ها. ما اهالی تئاتر، این نیاز به داشتن یک گروه را برای خود برآورده کردیم تا بتوانیم در آن رشد کنیم ، کار کنیم و تقدیر مشترک داشته باشیم. جالب است بدانید علی منتظری در یکی از مصاحبه هایش با سایت ایران تئاتر اشاره کرده که مطالبات هنرمندان از 40 سال پیش تا کنون تغییری نداشته است. به این معنا که ما اکنون همان حقوقی را می خواهیم که پیشینیانمان ظرف 40 سال گذشته می خواسته اند! پس در این مدت چه پیش رفت هایی به دست آمده است؟ نکند پس رفت کرده ایم؟ نمی خواهم باور کنم.

    "تئاتر در حال حاضر بیش از هر چیز نیازمند چه اقداماتی از سوی مدیریت آن است؟" این سؤالی است که خبرنگار ایران تئاتر در همان مصاحبه از علی منتظری پرسیده و جواب او چنین است:" مهم ترین اقداماتی که در حال حاضر می تواند به عنوان برنامه های کوتاه مدت و میان مدت پیگیری شود، عبارتند از: 1- توجه به تئاتر شهرستان ها. 2- پیگیری تشکیل گروه های تئاتری.... جمع بندی من این است که تأمین مطالبات هنرمندان، مسئولان و مردم امکان پذیر نیست مگر آن که تئاتر در کشور ما به ارتقاء جایگاه سازمانی دست یابد. فکر می کنم این نوش داروی تئاتر کشور ماست و مباد که پس از مرگ سهراب فراهم شود!"(چهارشنبه 8 شهریور 1385) به راستی چطور می توان مانع یا موانع اصلی و واقعی تشکیل گروه ها را شناخت؟ به ظاهر همه در پی اینند که گروه ها تشکیل شوند خانۀ تئاتر از یک سو، انجمن نمایش از سوی دیگر و شورای راهبردی نمایش هم که برای خود مصوباتی دارد و از رییس مرکز هنرهای نمایشی نیز ضمانت اجرایی این مصوبات را گرفته است. پس مشکل کجاست؟ فکر می کنم مشکل این جاست که ما هنوز هیچ تعریفی برای تئاتر حرفه ای نداریم در نتیجه هیچ تعریفی برای هنرمند حرفه ای و هیچ تعریفی برای گروه حرفه ای. چنان که ایرج راد هم به عنوان مدیر عامل خانۀ تئاتر، بازار تئاتر ایران را آشفته می داند و مدت هاست در بحث کارشناسی برای تعیین قراردادهای تیپ به نتیجه ای نرسیده و این بازار، روز به روز آشفته تر می شود. برایتان می نویسم که هر کدام از مراجع تصمیم گیری چه مصوباتی برای تئاتر کشور دارند و توجه شما را به این نکته جلب می کنم که تا کنون هیچ کدام از این مصوبات به مرحلۀ اجرا نرسیده اند و نمی دانیم که آیا هرگز خواهند رسید یا خیر؟!

   نخست هیأت امنای " انجمن نمایش" که در تاریخ 28 شهریور 85 ، دو مصوبه را برای اجرا به حسین مسافر آستانه - رییس انجمن نمایش- ابلاغ کرد. مصوبۀ اول، ده بند دارد که این جا به سه بند آن اشاره می کنم. بند اول "تقویت جایگاه تئاتر حرفه ای" است. بند ششم  "تدوین شیوه نامۀ پرداخت حق الزحمۀ گروه های نمایشی" و بند هفتم  "تدوین وظایف حرفه ای تالارها و تعیین مدیران هنری هر تالار برای انجام وظایف مربوط". توجه داشته باشید، تنها تالاری که در حال حاضر، مدیر هنری دارد، گارگاه نمایش است که همه می دانیم بدعت آن را خیلی قبل از این مصوبات، آتیلا پسیانی گذاشته است. مصوبۀ دوم چنین است:" هیأت امنای انجمن نمایش کشور مصوب می نماید هیأت رییسۀ انجمن نمایش، همراه با اعلام برنامه های مورد انتظار در مصوبۀ 1 برآورد و تقسیم بندی مالی خود را نیز برای تحقق برنامه های یاد شده اعلام کند." برای این انجمن، آرزوی موفقیت می کنیم.

    و حالا می رسیم به عباس جهانگیریان، رییس شورای راهبردی تئاتر کشور. او در خبری که روز 6 شهریور 85 بر روی خبرگزاری ایسنا مخابره شد، چنین گفته است:" بر اساس این جلسه[جلسۀ سوم شورای راهبردی] تصویب شد هر تالار نمایشی، یک مدیر هنری داشته باشد که این مدیر، بودجۀ مستقل در اختیار داشته باشد و بتواند با گروه های نمایشی وارد قرارداد شود. همچنین مقرر شد تئاتری بودن یا نبودن این مدیر در جلسۀ آیندۀ شورا به رای گذاشته شود." تصورش را بکنید مدیر یک تالار تئاتری، تئاتری نباشد! بوالعجب!!!!!!!!!!!!! اما سایت ایران تئاتر خبر متفاوتی را از همین جلسه مخابره کرد البته با این تیتر که "رییس مرکز هنرهای نمایشی مصوبات شورا را ضمانت می کند". جهانگیریان دربارۀ جایگاه تئاتر حرفه ای به خبرنگار ایران تئاتر چنین گفته است:"تعیین و تعریف جایگاه کارگردان حرفه ای و گروه های حرفه ای و این مسئله که کارگردان و گروه، چه جایگاهی دارند و مرکز هنرهای نمایشی چه بسترهایی باید فراهم کند که کارگردان ها، بدون دغدغه، هر سال یک یا دو اثر را در سالن های تعیین شده، روی صحنه ببرند، از مسائل مطرح شده بود. علاوه بر نگرانی های عنوان شده، تعریف تئاتر حرفه ای با مو سفیدان بود و این که شاید برخورد کمّیِ در این تعریف انجام گیرد و دیگران، پشت در بمانند. از نظر شورا، حرفه ای در درجۀ اول کسی است که زندگی اش از راه فعالیت تئاتر تأمین شود و دوم این که در این سالن ها با آثاری که روی صحنه برده جایگاه خود را میان تماشاگران و اهالی تئاتر و کارشناسان تئاتر، تعیین کرده باشد. این درجۀ هنری یا درجۀ صلاحیت را پیش از شورای راهبردی تئاتر کشور، تماشاگران و اهالی تئاتر به این کارگردان داده اند. ما نیز، همان را ملاک قرار می دهیم. علاوه بر این تئاتر نیمه حرفه ای، غیر حرفه ای و آماتور، به طور موازی تعریف می شوند و برای آن برنامه ریزی خواهیم داشت." بد نیست بدانید کسانی که در این جلسه شرکت داشتند عبارت بودند از حمید سمندریان، علی رفیعی، ایرج راد، بهروز غریب پور، اردشیر صالح پور، حسین پارسایی ، محمد علی خبری، علی اکبر قاضی نظام و محمد بهرامی. پرسشی که این جا وجود دارد این است که آیا در حال حاضر هیچ هنرمندی می شناسید که بتواند از راه تئاتر زندگی اش را بگذراند؟ این هم از آن دایره هایی ست که داریم به دورش می چرخیم! فکر می کنم بهترین راه حل، نزدیک شدن به واقعیت باشد بدین معنا که همه قبول کنیم ما در تئاتر آدم های حرفه ای داریم ولی  تئاتر حرفه ای نداریم.[ این توصیف به جایی است از حسین سلیمی رییس سابق مرکز هنرهای نمایشی که یادش به خیر باد]

    علی رفیعی در همان جلسۀ راهکارهای عملی تئاتر دربارۀ تئاتر حرفه ای چنین گفته است:" تئاتر در آن واحد، بازی، حرفه و هنر است و اگر به وجوه سه گانۀ آن بنگریم در می یابیم حق هیچ یک از این معیارهای سه گانه به درستی ادا نمی شود، البته حرفه به این مفهوم نیست که عضو صنف خاصی بوده یا از امتیازات بازنشستگی برخوردار باشیم، بلکه کسی حرفه ای محسوب می شود که با خلاقیت، فعالیت می کند. اکنون چه کسی را می توانیم به عنوان یک تئاتری حرفه ای معرفی کنیم که ضمن این که از طریق این هنر ارتزاق می کند، الهام بخش و مدرس نسل آینده نیز باشد. تئاتر به معنای زیبای کلمه، بازی است و باید قوانین خود را داشته باشد همچون فوتبال و ... که قوانین خود را دارند." تئاتر ما بارها تا پای قانونمند شدن جلو رفته اما باز به عقب باز گشته و نمونه اش همان شیوه نامۀ دستمزد هنرمندان است که در زمان مدیریت جدید ادارۀ کل هنرهای نمایشی ملغی شد. و قراردادهای تیپ جدید هم بین انجمن نمایش و خانۀ تئاتر در حال رفت و آمد است، می رود و برمی گردد. ایرج راد ابراز امیدواری کرده بود  برای شش ماه دوم سال، این قراردادها آماده باشد ولی هنوز هیچ خبری نیست.

    در پایان باز هم گفته ای از علی رفیعی می آورم دربارۀ حضورش در گروه آرین منوشکین و لذت بودن و کار کردن در گروه و تأثیر آن بر تصمیم گیرندگان. او می گوید:"زمانی که آرین منوشکین آثار بی نظیر خود را روی صحنه برد، وزیر فرهنگ آن زمان، سه انبار پوکۀ فشنگ های زمان ناپلئون را در اختیار او گذاشت و ما که شاگردان او بودیم با فرقان و بیل و کلنگ به معنای واقعی عملگی کردیم. وقتی اولین اثرش را در آن جا، روی صحنه برد، یک رنسانس شکل گرفت. بنابر این ممکن است ما با فقر و فقدان حمایت دولت که وظیفۀ مطلق آن است، کنار بیاییم ولی مهم زمانی است که دولت مردان و فرهنگ مداران ما بپذیرند تئاتر یک ضرورت فرهنگی است. اکنون در تهران هر شب بیش از 1500 تن به تماشای تئاتر می نشینند و این در شهری 15 میلیونی اتفاق می افتد که یک درصد این جمعیت نیز محسوب نمی شود، بنابراین برای هر 250 تن یک سالن تئاتر نیاز است."

    فکر می کنم برای هر تئاتری در ایران این یک آرزوست که گروهش جا و مکانی داشته باشد برای تمرینات مستمر و اجراهای مستمر و رسیدن به آن نتیجه ای که همه باور کنند تئاتر یک ضرورت فرهنگی است. اگر تئاتر بتواند وابستگی خود را به دولت کم و کم تر کند، حتماً خواهد توانست به گروه های خود هویت ببخشد و گروه ها خواهند توانست به تئاتر هویت ببخشند اما آیا این مجوز به تئاتر داده خواهد شد که مستقل باشد؟ شاهین سرکیسیان در تاریخ 12 اسفندماه 1337 نامه ای به شجاع الدین شفا – مشاور فرهنگی دربار وقت – نوشته است. قسمتی از آن را بخوانید:" ... گروه احتیاج به یک اتاق یا سالن نسبتاً بزرگی دارد که در آن جا بتوان یک سکو ساخت. سکو در حدود پنج متر عرض و پنج متر طول و یک متر بلندی باید داشته باشد. این سکو به جای صحنۀ حقیقی می باشد و روی آن تمام تمرین ها را انجام می دهیم. بدین وسیله تمرین هایی که جنبۀ نمایش خواهند داشت در رفتار، بازی و روحیۀ هنرپیشگان تأثیر فوق العاده خوبی می گذارد و برای بازیکن، این طرز کار و تمرین خیلی لازم و مفید است. ضمناً این اتاق یا سالن کاملاً مستقل و همیشه در اختیار گروه باید باشد که افراد بدانند آن جا مثل خانۀ ایشان است و راحت و آزاد هستند و هر وقت بخواهند می توانند تمرین کنند، چه به تنهایی و چه دسته جمعی. لازم به تذکر نیست داشتن یک محل مستقل مخصوص کار تمرین که بازیکن ها بدانند این محل به آن ها تعلق دارد چه قدر تأثیر خوب دارد و چه قدر به پیشرفت و سرعت کار کمک می کند. در این اتاق (سالن) گروه تمام وسایل کار خود را متمرکز خواهد کرد. از قبیل: یک کتابخانه که در آن تمام کتاب های راجع به تئاتر و پیس هایی که به زبان فارسی ترجمه شده اند، جمع آوری شده و برای استفادۀ تمام گروه خواهد بود. البته این کتاب ها و پیس ها را نمی توان یک مرتبه و یک جا خرید ولی هر کدام از افراد گروه موظف می باشد هر موقع که توانستند کتاب یا پیس بخرند و یا آن هایی را که دارند در این کتابخانه بگذارند. یکی از هدف های گروه بالا بردن سطح معلومات افراد می باشد و تنها راه رسیدن به این منظور کتاب است..." [برگرفته از کتاب شاهین سرکیسیان بنیانگذار تئاتر نوین ایران به اهتمام جمشید لایق، غلام حسین دولت آبادی و مینا رحمتی ص 214 و 215 ]

+ نوشته شده در  یکشنبه 7 آبان1385ساعت 13:4  توسط رضا قاضياني  |