تبليغاتX
گروه تئاتر نقشينه

یک کلونی به نام تئاتر شهر

مریم سپهری

 

m.sepehri@naqshineh.net

   

 روزی که به قول سایت ایران تئاتر برای" وداع با مدیر محبوب روابط عمومی تئاتر شهر" به این مجموعه رفتم دومین شوک ظرف کمتر از 24 ساعت وارد شد. شوک اول که خبر برکناری "مدیر محبوب" بود و شوک دوم نوشته ای بر روی یک مقوا بر روی میز اطلاعات با این مضمون که به غیر از هنرمندان "شاخص"]دیده ایم که شاخص از نظر مدیران تئاتر هنر مندانی هستند که در این سالها بیشتر در تلویزیون دیده شده اند تا بر روی صحنه تئاتر[ و خبرنگاران [البته با کارت خبرنگاری] اگر کسی یعنی یک هنرمند غیر شاخص یا خبرنگاری که احیاناً اصلاً روزنامه اش کارت خبرنگاری صادر نمی کند بخواهد وارد تئاتر شهر شود باید یک کارت شناسایی گرو بگذارد و در ازایش کارت ورود به طبقه ای که می خواهد برود مثلاً طبقۀ دوم برای مراجعه به دفتر رییس یا طبقۀ سوم برای رفتن به کتابخانه را بگیرد. واضح تر بگویم  اگر به شما لطف کردند و کارت ورود به یک طبقه را دادند و احیاناً مچ شما را در طبقۀ دیگری گرفتند، توبیخ می شوید و احتمالاً جریمه تان این خواهد بود که اجازه نخواهید داشت هرگز وارد تئاتر شهر شوید چون این مجموعه در حال حاضر یک کلونی است و وای برکسی که فرمان نبرد.

قضیۀ برکناری مدیر محبوب

 

 

 محمد بهرامي

 

     مدت ها بود حسین پارسایی [تازگی ها متوجه شدم اسم اصلی او منصور است] منصور پارسایی به دنبال بهانۀ دهن پرکنی می گشت برای اخراج محمد بهرامی. بگذارید دقیقاً به شما بگویم از چه زمانی، درست از اردیبهشت سال گذشته. و ماجرا از این قرار بود که به رسول صادقی پیشنهاد کرد جای محمد بهرامی را در روابط عمومی تئاتر شهر بگیرد ولی او قبول نکرد و منصور پارسایی سمت مشاور مطبوعاتی را به وی داد و او را در اتاق روابط عمومی تئاتر شهر مستقر کرد به این امید که شاید کم کم بتواند بهرامی را از در بیرون کند. اما چنین نشد. نه تنها چنین نشد بلکه چنان هم نشد، پارسایی امیدوار بود صادقی در جایگاهی که قرار می گیرد، فیل هوا کند، تا از این طریق به همگان ثابت کند محمد بهرامی آدم بی کفایتی است  اما تنها کاری که صادقی کرد، برگزاری افتتاحیه و اختتامیه و اهدای لوح یاد بود به کارگردانان و خبرنگاران در این شب ها بود که واقعاً تئاتر ایران فقط همین را کم داشت و به دست آورد. تا این که بالاخره منصور پارسایی به سمت بالاتری منصوب شد و به ادارۀ کل هنرهای نمایشی نقل مکان کرد و خبرنگار محبوبش را هم با خود برد. اما.............. اما فکر برکناری این "مدیر محبوب" همچنان ذهن او را مشغول داشته بود. تا این که بالاخره توانست قانونی پیدا کند و بدون در نظر گرفتن تمامی مفاد این قانون، آن را به اجرا گذاشت. همین جا یادآوری می کنم پیدا کردن این قانون، خیلی نزدیک به زمان افزایش بودجه و تصمیم جمعی برای شکل دادن به نوعی تئاتر خاص در کشور است. واضح تر می گویم جمله شاید این بوده باشد:" ما بودجه را افزایش می دهیم شما آن فضایی را بسازید که ما می خواهیم." این جمله را با استناد به گفتۀ حسین پارسایی به افشین هاشمی، می گویم، پارسایی در پی مشکلاتی که برای اجرای نمایش "هتل ایران" برای هاشمی پیش آمد[بخوانید پیش آوردند] به او گفت: "زمان برای اجرای این نمایش مناسب نیست" این ماجرا را برایتان به تفضیل می نویسم ولی فعلاً شما بر روی کلمات "زمان" و "مناسب نیست" مکث بیشتری بکنید.

    حال ببینید نامه ای که از طرف آیت پیمان - مشاور اجرایی معاونت - خطاب به پارسایی آمده چیست:"جناب آقای مدیرکل محترم هنرهای نمایشی، با سلام احتراماً بر اساس قانون منع اشتغال بازنشستگان و در اجرای مصبوبات کمیتۀ ساماندهی وزارت متبوع، به بازنشستگان محترم که به هر نحو در دفاتر و مؤسسات و انجمن های تابعه، اشتغال دارند، اعلام فرمایید طبق مقررات، به اشتغال خویش پایان داده و تسویه حساب نمایند و از تاریخ 1/3/85 به هیچ وجه رابطۀ کاری آنان تداوم نیابد. در صورتی که هر کدام از نیروهای بازنشسته، دارای تخصص ویژه ای باشند که جایگزینی آنان واقعاً مقدور نباشد با تهیه و ارسال گزارش توجیهی مستدل، مراتب را اعلام تا از وزارت متبوع، استعلام گردد. بدیهی است از تاریخ صدور این بخش نامه، هرگونه مسئولیت قانونی اشتغال نیروهای بازنشستۀ فاقد مجوز به عهدۀ مدیران ذی ربط خواهد بود." پارسایی در گفت و گویی با سایت ایران تئاتر در تاریخ 29 اردیبهشت 85 چنین گفته است:" پیرو صدور بخشنامۀ منع به کار گیری بازنشستگان در مشاغل دولتی و رسمی و به منظور پاسداشت سال ها تلاش دلسوزانه، مدبرانه و مؤثر محمد بهرامی در روابط عمومی تئاتر شهر، وی به عنوان مشاور امور رسانه ای ادارۀ کل هنرهای نمایشی منصوب می شود........... استفاده از تجربیات و ارج گذاری به نظر اهالی تئاتر و اصحاب رسانه، باعث انتخاب وی به عنوان مشاور ادارۀ کل هنرهای نمایشی در امور رسانه ای شده است."اگر پارسایی واقعاً به گفته هایش در مورد محمد بهرامی عقیده دارد که او مدیری مؤثر و با تجربه است، خیلی راحت می توانست با نوشتن یک گزارش توجیهی، وی را در سمت خود ابقا کند. اما کاری که او کرد این بود که بهرامی را به سمت مشاور امور مطبوعاتی ادارۀ کل هنرهای نمایشی منصوب کرد آن هم تازه به دلیل ارج گذاری به خواست اصحاب مطبوعات!!! و بهانۀ او این است که ابقای شخص مورد نظر باید شش ماه پیش از بازنشستگی وی درخواست شود در حالی که محمد بهرامی بیش از شش ماه است که از مؤسسۀ اطلاعات بازنشسته شده. یعنی در این شش ماه، پارسایی به این فکر نیفتاده بود درخواست ابقای کسی را بدهد که از او به عنوان مدیری مدبر و مؤثر یاد می کند؟ جای شکرش باقی است پارسایی اذعان کرده اصحاب رسانه میل به ابقای محمد بهرامی دارند و چه چیزی شایستگی یک مدیر روابط عمومی را نشان می دهد جز رضایت خبرنگاران آن حوزه؟ چرا نباید کسی که چنین سابقه ای در پرونده اش دارد به کار خود ادامه دهد؟ آیا جز این است که در این کلونی جایی برای او در نظر گرفته نشده؟ آیا این هم جزو همان سیاست کارت گرو گذاشتن و مجوز عبور گرفتن است؟ واقعاً در تئاتر شهر جای این مدیر روابط عمومی خالی خواهد بود که کمترین کارش این بود که به هنرمند شاخص و غیر شاخص احترام بگذارد.آن روزی که برای وداع با "مدیر محبوب" به تئاتر شهر رفته بودم، برادران پاکدل، مسعود و مهدی هم آمده بودند، ضمن صحبت هایشان با محمد بهرامی به شوخی گفتند: هنگام ورود به تئاتر شهر، کسانی که  در اطلاعات نشسته بودند ما را نمی شناختند، متأسفانه ما هم آنان را نمی شناختیم و با مشکل توانستیم وارد شویم." فکر می کنم باید روی آن مقوا، تعریفی هم از هنرمند "شاخص" آورده شود تا آدم تکلیف خودش را بداند. متأسفم برای این تئاتر متأسفم.

    همۀ ما می دانیم پارسایی هم بالاخره خواهد رفت و آنچه از او باقی خواهد ماند، رفتاریست که در طول دورۀ مدیریتش داشته. آیندگان قضاوت خواهند کرد. همان گونه که از حسین سلیمی به عنوان یک مدیر موفق و از مجید شریف خدایی به عنوان یک مدیر ناموفق یاد می شود. ولی متأسفانه آنچه بیش از همه آسیب می بیند، تئاتر است.

سکوت خبرگزاری ها و روزنامه ها

    به خاطر احتمالات نمی توانم از کلمۀ "همه" استفاده کنم ولی می توانم به جرأت بگویم نود درصد خبرنگاران حوزۀ تئاتر در روز "وداع با مدیر محبوب" در روابط عمومی تئاتر شهر حضور داشتند[پنجشنبه 28 اردیبهشت85] . انتظار می رفت روز شنبه 30 اردیبهشت  خبرها و گزارش های مفصلی از آن روز در خبرگزاری ها و روزنامه ها چاپ شود به خصوص که طوماری هم تهیه و امضا شد. ولی در کمال نا باوری نه در سایت خبرگزاری "مهر" نه در" ایسنا" و نه در روزنامۀ "شرق" که از اصلی ترین روزنامه های کشور است و اتقاقاً داعیۀ حرفه ای بودن هم دارد، کلمه ای چاپ نشد. تنها در روزنامۀ "ایران" در ستون "روی خط خبر" این جمله چاپ شد:"حسین پارسایی مدیرکل هنرهای نمایشی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، محمد بهرامی را به عنوان مشاور امور رسانه ای این ادارۀ کل منصوب کرد"  من خیلی خوب می شناسم   بازی هایی را که می شود با انواع خبرها کرد. به نظر شما خبر برکناری بهرامی مهم تر است یا انتصاب او به سمت مشاورامور رسانه ای؟ این سکوت عجیب رسانه ای چه معنایی می دهد ؟ دوستی در همان روز وداع به من گفت فلان خبرگزاری را تهدید کردند و فلان روزنامه را خریده اند. من باور نکردم ولی مثل این که اشتباه کردم می دانید چرا؟ چیزی که برای تهدید کنندگان احتمالی مهم است، کلونی جدید است و هر چه که مانع تشکیل این کلونی باشد کنار گذاشته خواهد شد و برای گذشتن بی سر و صدا از این ماجراها فقط سکوت خبری لازم است و بس. برای آن که جای شک و شبهه ای هم باقی نماند سایت ایران تئاتر خبرهای نسبتاً رمانتیکی در این مورد نوشته است[حتماً می دانید این سایت متعلق به ادارۀ کل هنرهای نمایشی است]. عجب آتشی،  دود این آتش فقط به چشم اهالی تئاتر می رود.

 موقعیت فعلی تئاتر

    برای روشن شدن وضعیت تئاتر کشور بهترین انتخاب نوشتن ماجرای نمایش "هتل ایران" است. قرار بود این نمایش در فرهنگ سرای نیاوران به روی صحنه برود. بر این اساس قراردادی هم بسته شد. گروه این نمایش با هزینۀ خود، دکور را از تئاتر شهر به فرهنگ سرا منتقل کرد، با هزینۀ خود ترکت های نمایش را هم چاپ کرد، دو بنر بزرگ تبلیغاتی یکی در محوطۀ تئاترشهر و دیگری در فرهنگ سرای نیاوران برای اطلاع تماشاگران از شروع اجرای این نمایش، نصب شد. سه روز مانده به آغاز اجرا، ادارۀ کل هنرهای نمایشی   به گروه اعلام کرد مجوز اجرا ندارد. این در حالی بود که نمایش "هتل ایران"، سال 83 در تالار "نو"ی مجموعۀ تئاترشهر به روی صحنه رفته بود و سال پیش از آن هم سه جایزه از جشنواره دریافت کرده بود. در این شرایط، یک ماه تمرین دوبارۀ گروه و هزینه هایی که متحمل شده بودند، معلق ماند.

 اما مسئولان چه پاسخ دادند. محمد علی خبری عضو شورای نظارت و ارزشیابی در گفت و گویی اعلام کرد که این نمایش با مصوبات شورای عالی انقلاب فرهنگی هم خوان نیست و نمایش هایی می توانند اجرا داشته باشند که نمایشنامه هایشان چاپ شده باشد. نکتۀ جالب این جاست که اگر از مصوبات شورای عالی انقلاب فرهنگی،چنین تفسیری داشته باشیم، بسیاری از نمایش های اجرا شده در این سال ها باید اجرای خود را پس بگیرند چون نمایش نامه هایشان چاپ نشده بوده است. و نکتۀ جالب تر این که نمایش نامۀ " هتل ایران" با هزینۀ مرکز هنرهای نمایشی، خیلی پیش تر از این ها چاپ شده است!!!!!!!!!!!!!!! افشین هاشمی، کارگردان این نمایش در این باره می گوید:" زمان اجرای نمایشمان در تالار نو، این نمایشنامه را به عنوان بروشور به تماشاگران اهدا می کردیم و اتفاقاً آقای خبری یکی از تماشاگرانی بود که این کتاب را به او دادیم و امضای فرهاد مهندس پور هم زیر دستور چاپ آن هست. اگر آقای خبری به کتابخانه شان مراجعه می کردند حتماً این کتاب را می یافتند." شگفتا بر این روزگار!!!!!!!!!!!!!!!!!! شگفتا بر این تئاتر!!!!!!!!!!!!!!!

همین جا بود که منصور پارسایی به افشین هاشمی آن جمله را گفت که "زمان برای اجرای این نمایش، مناسب نیست" و پاسخ کارگردان بیچاره چنین بود:" من به این حرف احترام می گذارم چون می فهمم منافع کلیت تئاتر مهم تر از یک تئاتر است ولی کاش از اول به من گفته بودید! چرا گذاشتید تمرین کنم؟ و هزینه ای که متحمل شدیم چه می شود؟ چرا اطلاعات غلط به مخاطب دادید که این نمایش با مصوبات هم خوانی ندارد؟"                            

    خانۀ تئاتر کجاست که این همه را ببیند و بشنود؟ خانۀ تئاتر کجاست که کاری بکند؟ این از وضعیت شورای نظارت، آن هم از وضعیت قراردادها. ورود و خروج به تئاتر شهر هم که بر اساس "شاخص" بودنمان تعیین می شود. این دیگر چه تئاتریست که برسرمان درمی آورند؟ وضعیت را ببینید:

- ممیزی شدت می گیرد.

- قراردادها با چانه زنی نوشته می شوند.

- ورود و خروج ها کنترل می شوند.

- روابط عمومی تئاتر شهر دیگر جایی برای عموم نیست.

 آیا این ها بهایی است که برای افزایش بودجه پرداخت کرده ایم؟ با ادامۀ این وضعیت، افزایش بودجه فقط برای "خودی" ها کارساز خواهد بود: آنان که اجازه دارند کار کنند و آن طور که می خواهند قرارداد ببندند. چه مدیریت عادلانه ای! چه تئاتر "به روز شده" ای! و تازه ترین خبر این است که منصور پارسایی طی حکمی، رسول صادقی را به عنوان سرپرست روابط عمومی تئاتر شهر منصوب کرده!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

 بخوانید شاملو را:

آه اگر آزادی سرودی می خواند

کوچک

همچون گلوگاه پرنده یی،

هیچ کجا دیواری فرو ریخته برجای باقی نمی ماند.

سالیان بسیار نمی بایست دریافتن را که هر ویرانه نشانی از غیاب انسانی است

که حضور انسان

آبادانی است.

هم چون زخمی

همه عمر

خونابه چکنده

هم چون زخمی

همه عمر به دردی خشک تپنده،

به نعره یی

چشم بر جهان گشوده

به نفرتی

از خود شونده،-

غیاب بزرگ چنین بود

سرگذشت ویرانه چنین بود.

آه اگر آزادی سرودی می خواند

کوچک

کوچک تر حتی

از گلوگاه یکی پرنده!

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 3 خرداد1385ساعت 14:18  توسط رضا قاضياني  |