تبليغاتX
گروه تئاتر نقشينه

فرهنگ تئاتربسازیم یا تئاتر خاص بسازیم

 

مریم سپهری

 

m.sepehri@naqshineh.net

 

 این روزها بسیار در اخبار رسانۀ ملی می بینیم و می شنویم که توجه به فرهنگ در همۀ مسایل از حجاب و نماز گرفته تا مد و هنر، مورد توجه دولت جدید و مجلس است. تازگی ها به این نتیجه رسیده اند که فرهنگ سازی می تواند نتایج مؤثرتری داشته باشد و اگر چه زمان بیشتری می برد ولی نتیجۀ ماندگارتری دارد. در اخبار ساعت بیست وسی شبکۀ دوی رسانۀ ملی به تاریخ 25/2/85 دیدم رییس کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی برای ترویج فرهنگ اسلامی از مداحان خواست کمتر نوحه خوانی کنند و بیشتر به سخنرانی بپردازند و در گفت و گوی خبری اخبار ساعت بیست و دوی همین شبکه هم دیدم دربارۀ ارائۀ مد لباس صحبت می شود.قرار است هر مقوله ای تعریف مشخصی داشته باشد و این تعریف نهادینه شود دراذهانی  که نوعی مقاومت دارند درپیروی ازاصولِ تصمیم گیرندگان. در این جا نمی پردازیم به این که اصلِ " تعریف داشتن " به خودی خود آیا آزادی را محدود می کند یا خیر و مثلاً هگل تاریخ را پیشرفت آزادی می داند. در این جا می پردازیم به این که سهم تئاتر چیست؟

 

 

    مرتضی تمدن عضو هیأت رییسۀ کمیسیون بودجۀ مجلس شورای اسلامی دو روز قبل از اعلام رسمی میزان بودجۀ تئاتر کشور دربخشی از گفت و گوی خود با سایت ایران تئاتر گفت:  " خوشبختانه مدیریت جدید تا کنون روند خوبی را طی کرده و امیدواریم این روند ادامه پیدا کند. اما به طور کلی فرهنگ تئاتر مورد بی توجهی قرار گرفته چرا که تئاتر از مختصات خاص خود برخوردار است. ممکن است در نو کردن و به روز کردن تئاتر کشور اهمال کرده باشیم که بخشی از این موضوع به متولیان امر، بخشی به خانوادۀ تئاتر و بخش دیگر نیز به سرمایه گذاری کم در تئاتر برمی گردد." و دو روز پیش از آن، فاطمه رهبر عضو کمیسیون فرهنگی مجلس باز هم در گفت و گو با سایت ایران تئاتر خبر از رفع موقتی مشکل سالن های تئاتری داد. او در بخشی از سخنان خود گفت: " سازمان ها و نهادها در ساعات اداری از امکانات خود بهره می برند و می توانند در ساعات غیر اداری آن را با حداقل قیمت کارشناسی شده در اختیار نهادهای غیردولتی بگذارند. این حرکت می تواند به طور موقت قسمتی از مشکلات سالن و محل تمرین برای هنرمندان تئاتر را از بین ببرد. "    و بالاخره در روز 15 اردیبهشت بر روی سایت خبرگزاری مهر خبر ابلاغ رسمی بودجۀ 7 میلیارد و 600 میلیون تومانی به ادارۀ کل هنرهای نمایشی اعلام شد. فرخنده خبری بود این افزایش بودجه اما چه اتفاقاتی در کنار این " افزایش" افتاده است؟

    نخست نگاه می کنیم به جملۀ " ممکن است در نو کردن و به روز کردن تئاتر کشور اهمال کرده باشیم" از مرتضی تمدن. همۀ ما می دانیم که این اهمال وجود داشته است اما آیا با افزایش بودجه، متولیان امر که تمدن در گفته های خود به آن ها اشاره کرده است این اهمال را متوقف خواهند کرد؟ پاسخ منفی است می دانید چرا؟ رییس ادارۀ کل هنرهای نمایشی با شروع سال جدید به بهانۀ آن که شیوه نامه ای که در زمان خسرو نشان توسط فرهاد مهندس پور نوشته شد، اشکالات فراوانی دارد [که دارد]  آن را منسوخ اعلام کرده است و شیوۀ جدید که در واقع همان شیوۀ قدیمی چانه زدن است را جایگزین آن کرده. ما می دانیم  آن شیوه نامه معیار خوبی نبود ولی به هر حال یک معیار بود، قانونی مکتوب که می شد به آن استناد کرد ولی حالا اگر می خواهید بدانید قضیه چگونه است، حسین پارسایی برایتان توضیح می دهد:" باید به یک معیار جدید و شاخص برای تعیین رقم و حق الزحمۀ هنرمندان دست پیدا کنیم که این، احتیاج به کار کارشناسی دارد. در این دورۀ گذار و موقت، تنها راه ممکن این است که ما مبلغ پیشنهادی قرارداد کارگردان را قبل از تمرین، دریافت و با حضور کارگردان، یک رقم را مشخص کنیم. گروه هم تمرینات خود را با همان قرارداد اولیه آغاز کند و پس از بازبینی، قرارداد نهایی شود. این شکل بسیار شفاف است[؟] و امیدوارم با این توضیحات نگرانی هنرمندان تئاتر تهران برطرف شود." (22/2/85 خبرگزاری مهر) دوباره مبلغ پیشنهادی کارگردان، دوباره چانه زدن و شاید به توافق رسیدن، دوباره تعیین مبلغ نهایی، بعد از بازبینی به تشخیص شورای نظارت و دوباره و دوباره و دوباره و دوباره ودوباره................ تا زمانی که در یک دایره به دور خودمان می چرخیم هرگز به روز نخواهیم شد. چه اشکالی داشت اگر شیوه نامه، موقتآً ادامه پیدا می کرد؟ با این وضعیت گروه های حرفه ای که اتفاقاً سهم بزرگی در به روز کردن تئاتر دارند، نمی توانند به کار خود ادامه دهند برای این که نمی توانند حق واقعی خود را بگیرند. آیا این هم جزو همان سیاست فرهنگ سازی است که فقط کسانی کار کنند که اعلام می کنند حاضرند برای روی صحنه رفتن، قرارداد سفید امضا کنند؟ آن جا که حرف از تلاش برای بالا بردن مقدار بودجه است همه باید دست به دست یکدیگر بدهیم اما پس از افزایش بودجه، ناگهان دست ادارۀ کل هنرهای نمایشی از دست هنرمندان رها می شود!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

 

    دوم نگاه می کنیم به جملۀ " سازمان ها و نهادها در ساعات اداری از امکانات خود بهره می برند و می توانند در ساعات غیر اداری، آن را با حداقل قیمت کارشناسی شده در اختیار نهادهای غیر دولتی بگذارند." از فاطمه رهبر. با قدردانی بسیار از کمیسیون فرهنگی مجلس برای توجه به کمبود سالن های تئاتری، دو پرسش مطرح است:

 ا- آیا پرداخت اجارۀ سالن بر عهدۀ گروه اجرا کننده است یا برعهدۀ ادارۀ کل هنرهای نمایشی؟ اگر پرداخت این مبلغ بر عهدۀ گروه است که واقعاً نمی دانم چه بگویم و اگر به عهدۀ ادارۀ کل است که آن خود یک نهاد دولتی است آیا باید برای استفاده از امکانات یک نهاد دولتی دیگر اجاره پرداخت کند؟

2- آیا سالن های این نهادها و ادارات امکانات فنی لازم و کافی برای نور و صدا دارند؟  این سالن ها تا چه میزان نزدیک به استانداردهای سالن های تئاتری هستند؟ آیا گروه ها باید خود را با شرایط سالن ها تطبیق بدهند؟ ساخت و نصب دکور چگونه خواهد بود اگر قرار باشد در ساعات اداری، خود این نهادها از سالن هایشان استفاده کنند؟ آیا می توان در آن ها دکور های ثابت نصب کرد؟ آیا مسئولین این تالارها آمادگی پذیرش ساعات طولانی تمرین های تئاتر را دارند؟

نتیجه چه خواهد بود؟ رسیدن به تئاتری خاص که توسط عده ای خاص اجرا می شود. آیا می توان به این گفت  "به روز کردن تئاتر"؟ البته اگر خوب بنگریم این هم به گونه ای به روز کردن است.

    در سوی دیگر ماجرا خانۀ تئاتر به طور جدی، تمام هم و غم خود را گذاشته است بر سر جایگزین کردن قراردادهای تیپ به جای شیوه نامۀ قبلی و انجمن های گوناگونی که زیر مجموعۀ تئاتر هستند قراردادهای تیپ مربوط به انجمن خود را تنظیم کرده، آن را به هیأت مدیرۀ خانۀ تئاتر ارائه کرده اند اما گویا این قراردادها مشکلاتی دارند و باید مورد بازنگری قرار بگیرند. و ترس ما همه از این است که این بررسی ها و کارشناسی ها و بازنگری ها آنقدر طول بکشد که "شیوۀ چانه زنی" در ادارۀ کل هنرهای نمایشی نهادینه شود.

برای برخی از خوانندگان این مطلب که احیانآً ممکن است عضوی از اعضای خانۀ تئاتر باشند می نویسم که ایرج راد – مدیر عامل خانۀ تئاتر- در نشست بررسی جایگاه خانۀ تئاتردر پاسخ به این سؤال که آیا خانۀ تئاتر اکنون در جایگاهی هست که برای احقاق حق اعضای خود بتواند در برابر ادارۀ کل هنرهای نمایشی و نهادهای فرهنگی هنری بایستد چنین گفته است:" در مواردی اگر خطا یا اشتباهی از طرف ادارۀ کل هنرهای نمایشی دربارۀ اعضای ما شود ما برخورد قانونی می کنیم. به هر حال شرایط و چهارچوب ضابطه مندی وجود دارد و ما طبق اساسنامه می توانیم از حقوق حقۀ خود دفاع کنیم. به عنوان مثال به بدهی مرکز هنرهای نمایشی به هنرمندان تئاتر در سال 83 اشاره می کنم که با پی گیری ما پرداخت شد یا بخش زیادی از بدهی سال 84 با پی گیری ما و دیدار و گفت و گویی که با وزیر ارشاد داشتیم، به هنرمندان پرداخت شد. در بسیاری موارد ممکن است مسئولان از مواردی خبر نداشته باشند که با گفت و گوی ما با مشکل آشنا می شوند و در صدد رفع آن بر می آیند." (15/2/85 خبرگزاری مهر) همین جا اعلام می کنم اگر کسی مشکلی دارد که می خواهد به گوش مسئولان برسد، به خانۀ تئاتر مراجعه کند.

 

   به هر حال منتظر می مانیم ببینیم آیا می توان تعریف مشخصی از نویسنده، کارگردان، بازیگر، طراح صحنه، چهره پرداز، منتقد، طراح حرکات موزون و............. درتئاتر ایران به  دست داد تا بتوان برای آن قرارداد تیپ نوشت؟ بد نیست این جا بخوانید نظر بابک محمدی – کارگردان تئاتر- را در مورد نحوۀ پرداخت دستمزدهای تئاتر در دنیا. او می گوید:" در تمام کشورها، تئاترهای بزرگ، بازیگرانی در اختیار دارند که به طور ماهانه دستمزد آنان را می پردازند و این بازیگران هم موظف هستند در طول سال در تعداد معینی نمایش، بازی کنند. علاوه بر بازیگران و کارگردان هایی که قراردادهای جداگانه و ثابت با آن تئاتر دارند، عده ای دیگر به عنوان بازیگر و کارگردان میهمان نیز با این تئاترها همکاری می کنند که با  آن ها  قراردادهای جداگانه ای بسته می شود. هنرمندان میهمان بر اساس سوابقشان و برای تعداد معینی اجرا، قرارداد می بندند و به این ترتیب برنامۀ سالانۀ آن تئاتر مشخص می شود." (5/2/85 ایسنا) شاید لازم باشد به خانۀ تئاتر برخی افراد را معرفی کنیم که نظرات کارشناسی آن ها می تواند راه گشا باشد. یعنی این خانه از حضور آنان بی اطلاع است؟ فکر می کنید چه چیزهای دیگری هست که خانۀ تئاتر باید بداند؟

+ نوشته شده در  یکشنبه 31 اردیبهشت1385ساعت 13:29  توسط رضا قاضياني  |