بازديدكنندگان محترم وبلاگ نقشينه
از اين پس شما با مراجعه به وب سايت گروه تئاتر نقشينه و ثبت نام و آدرس ايميل خود در قسمت عضويت در خبرنامه كه در صفحه ارتباط با ما قرار داده شده است مي توانيد در جريان آخرين اخبار مربوط به وب سايت وبلاگ و اخبار گروه قرار گيريد .
با تشكر
گروه تئاتر نقشينه
نگاهی به وضعیت بودجۀ تئاترکشور
باقی دیگر هیچ
مریم سپهری
"یک هفته است بچه ام رنگ میوه را ندیده" این جمله را یکی از بازیگران بنام تئاتر به من گفت وقتی زمان استراحت بود در یکی از روزهای تمرین.................... تلفن دستی ام زنگ می زند، نام یکی دیگر از بازیگران تئاتر بر روی صفحۀ آن مشخص می شودکه در نمایشی با ما همکاری داشته. او سرپرست یک خانواده است می دانم چه می خواهد بپرسد:"از قرارداد خبری نشد؟" او به سختی روزگار می گذراند...........برای پرسیدن سؤالی با کارگردانی تماس می گیرم که این اواخر برایش کار کردم.روزهای پایانی اسفند ماه است از او می پرسم :"فکر می کنی به خاطر دستمزدم تلفن کردم؟" می گوید:"مطمئنم می دانی از پول خبری نیست."
باز هم بشنوید از بدنۀ تئاتر: از دوستی که امسال چهار نمایش به عنوان بازیگر و یک نمایش به عنوان بازیگر- کارگردان به روی صحنه داشت پرسیدم "از این پنج نمایش با چندتایشان تصفیه حساب کرده ای؟" گفت:" فقط یکیشان تصفیه شده که آن هم قرارداد گیشه داشت و البته کارگردان از جیب خودش قسط آخر را به ما داده و هنوز مرکز با او تصفیه نکرده است. از بین بقیه، تنها از نمایشی که خردادماه به روی صحنه بود، یک نهم دستمزدم را گرفته ام و باقی دیگر هیچ." او به تازگی ازدواج کرده و مسئولیت یک زندگی را به عهده دارد.
حال بشنوید از کارمندان تئاتر شهر: نیمی از اسفندماه گذشته است و هنوز حقوق بهمن به آن ها داده نشده. حق الزحمۀ جشنوارۀ فجر سال گذشته(1383) را امسال دریافت کردند که میزانش بسیار کمتر بود از آنچه قرار بود باشد به همین دلیل نامۀ اعتراضی به وزارت ارشاد نوشتند، پاسخ آمده است که از این به بعد دادن هرگونه پاداشی به کارمندان ممنوع است!!!!!!!!!
و کمی هم دربارۀ بودجه: قبل از دوران ریاست حسین سلیمی در مرکز هنرهای نمایشی، بودجۀ این مرکز زیر یک میلیارد تومان بود. سلیمی موفق شد برای تئاتر، ردیف بودجه تأیین کند و مبلغ آن را تا سه میلیارد و دویست هزار تومان بالا ببرد. این مبلغ در زمان دکتر خسرو نشان به دو میلیارد و هشتصد میلیون تومان کاهش یافت!!!!!!!!!!!!!!! و این در حالی بود که مبلغ یک میلیارد و سیصد میلیون تومان بدهی از زمان ریاست مجید شریف خدایی به او ارث رسیده بود. به نظرم باید پرتغال فروش را پیدا کنیم......................

وقتی حسین پارسایی به ریاست مرکز هنرهای نمایشی منصوب شد اظهار داشت با دومیلیارد و هشنصد میلیون تومان نمی توان معجزه کرد و قدمی در راه اعتلای تئاتر برداشت ، این در حالی است که نیمی از این مبلغ صرف حقوق کارمندان مرکز هنرهای نمایشی و تئاتر شهر می شود. او که خود را از بدنۀ تئاتر کشور می داند به طور جدی بر آن است که فکری به حال هنرمندان بکند و بودجه را تا 9 میلیارد تومان افزایش دهد. آیا او برنامه ای قابل قبول و قدرت دفاع از این بودجۀ پیشنهادی را دارد؟
روال پیشنهاد بودجه چنین است: ابتدا باید سند ملی و برنامۀ مدونی برای تئاتر کشور تنظیم شود سپس آن را برای بررسی به سازمان مدیریت و برنامه ریزی ارائه دهند و اگر مورد تأیید کارشناسان این سازمان قرار گرفت به دولت ارائه می شود و از آنجا برای تصویب نهایی به مجلس می رود همانجایی که کمیسیون های متعددی برای بررسی و تصمیم گیری وجود دارد. و در اینجاست که باید بسیار جلسه تشکیل شود بین مسئولان تئاتر و نمایندگان فرهنگی- هنری مجلس به منظور قانع کردن آنان برای تصویب بودجۀ پیشنهادی.
این روال به همان اندازه که ساده می نماید، بسیار دشوار است و نیاز به پژوهش و کارشناسی های خیلی زیاد دارد که باید به آن رایزنی ها و استفاده از ارتباطات خاص هم در دولت و هم در مجلس اضافه شود. مرتضی تمدن عضو هیأت رییسۀ کمیسیون بودجۀ مجلس شورای اسلامی در گفت و گوی ویژۀ خبری ساعت 22 شبکۀ 2 که در یکی از شب های دی ماه 1384 پخش شد در این باره گفت:"بودجۀ هر بخش در دولت تعیین می شود و ما در مجلس قانون گذار هستیم .متولیان هنر باید تلاش کنند در ستاد بودجۀ دولت، بودجۀ مورد نظر خود را به تصویب برسانند" (سایت ایران تئاتر- سه شنبه 6 دی ماه 1384) در وهلۀ اول شاید به نظر بیاید که او خواسته است توپ را به زمین دولت بیندازد به همین دلیل ما به یاد نامه ای می افتیم که هنرمندان خطاب به رییس جمهور، محمود احمدی نژاد نوشتند و از او خواستند تئاتری ها را دریابد. در بخشی از این نامه آمده است:" می خواهیم با شما ساده و بی پیرایه سخن بگوییم همچون خود شما؛ آقای احمدی نژاد، هنر عزیز و بزرگ تئاتر، سال هاست که با کمبود و نبود بودجۀ مناسب مواجه است. هر چند که در تمام این سال ها هنرمندان بزرگوار این هنر مقدس با تمام توان کوشیده اند، با تمام نداری ها ساخته اند تا کوچک ترین گزندی به این درخت تناور وارد نشود. اما امروز امضاء کنندگان این طومار (با توجه به تمایل تمامی اعضای محترم کمیسیون فرهنگی مجلس و همین طور وزیر محترم فرهنگ و ارشاد اسلامی) از شما می خواهند تا به وظیفۀ خطیر تاریخی خود عمل کنید و با افزایش بودجۀ سال 1385، تئاتر را از این معضل همیشگی رهایی دهید.........." در همین ارتباط عزت الله انتظامی هم نامه ای به نمایندگان مجلس نوشت که نگاه های منتظر هنرمندان تئاتر به سوی شماست (سه شنبه 27 دی ماه – سایت ایران تئاتر) قسمتی از این نامه را بخوانید:".... به من حق بدهید که برای تئاتر نگران باشم، وقتی به معیشت هنرمندان تئاتر مخصوصاً در شهرستان ها فکر می کنم ، نمی توانم نگرانیم را پنهان کنم . شما عزیزان در خانۀ ملت به نیکی از اهمیت تئاتر به عنوان هنری بزرگ و فرهنگ ساز آگاهید، شما هم در این روزها هم صدا با هنرمندان از تئاتر گفتید، ریاست محترم مجلس، اعضای محترم کمیسیون های فرهنگی و بودجه و برنامه ریزی، این سخنان ما را امیدوار کرد. بر خود فرض دانستم بگویم ما را و خود را دریابید که خود مایید و اکنون در خانه ای نشسته اید که همۀ نگاه های منتظر هنرمندان تئاتر به سوی شماست..............." علی نصیریان هم در کنگرۀ تئاتر که در روزهای 15 و 16 آذر ماه با حضور حسین صفار هرندی، وزیر ارشاد و محمد حسین ایمانی خوشخو، معاون هنری وزارت ارشاد برگزار شد اعلام کرد:"من فکر می کنم اگر تئاتر ما بخواهد پیشرفت کند، باید گروه های منسجم تئاتری داشته باشد. یعنی بودجه را به فرد ندهند بلکه به گروه تئاتر داده شود و لااقل تا سه یا پنج سال به رسمیت شناخته شود و رپرتوار داشته باشند تا بتوانند به نتایج مطلوب دست یابند......"(سه شنبه 6 دی ماه 1384- سایت ایران تئاتر) این نامه ها و درخواست های هنرمندان البته به گوش دولتمردان و قانون گذاران رسیده است اما مسئولان و برنامه ریزان تئاتر چه باید بکنند تا به طور فنی و علمی برنامه ای داشته باشند که نظر این تصمیم گیران را جلب کند و بودجۀ مورد نظر به تصویب برسد؟
تئاتر باید سازمان داشته باشد
همانطور که در بالا ذکر شد تئاترباید سند توسعۀ ملی داشته باشد تا بتواند به عنوان یک سازمان، یک ردیف بودجه به خود اختصاص دهد تا مدام احتیاجی به چانه زنی برای ارتقای بودجه نداشته باشد. در همین رابطه، علی منتظری که از مدیران موفق مرکز هنرهای نمایشی در اواخر دهۀ 60 بود دربارۀ مسئلۀ تشکیلات تئاتر در کنگرۀ تئاتر گفت:"تئاتر باید سازمان داشته باشد. سازمان هنرهای نمایشی جمهوری اسلامی ایران باید شکل بگیرد وگر نه همچنان در دستۀ دوم و سوم و چهارم باقی می مانیم. زمینه ها و امکانات آن موجود است. با کمک مشاور هنری رییس جمهور و ارشاد این اشکال اساسی باید رفع شود." حسین پارسایی هم در هفته های نخستین مدیریتش در مرکز هنرهای نمایشی گفت:"باتنظیم سند توسعۀ تئاتر چشم انداز همۀ ما سازمان تئاتر کشور است تا پذیرای علاقمندان فراوان حوزۀ تئاتر باشیم." او موانع و مشکلات رسیدن به این هدف را "نبود وفاق و همدلی و همراهی" تئاتری ها ذکر کرد(دوشنبه 9 آبان 1384) و در رابطه با تبدیل شدن مرکز هنرهای نمایشی به ادارۀ کل هنرهای نمایشی در نخستین کنفرانس مطبوعاتی اش در تاریخ 19 دی 1384 به خبرنگاران گفت:"از نظر من اینجا هنوز مرکز هنرهای نمایشی است. مگر امکان دارد آدم خانه اش را کوچک کند. از 20 سال پیش مرکز هنرهای نمایشی بودیم و کاری انجام نگرفته است. با چشم اندازی که سند توسعۀ تئاتر بیان کرده خیلی چیزها هنوز روشن نیست. در حال حاضر خانۀ تئاتر نیز پی گیر طرح سازمان ملی تئاتر است." باز هم باید پرتغال فروش را پیدا کنیم چرا که معلوم نیست این "نبود وفاق و همدلی و همراهی" که پارسایی به آن اشاره کرده در مورد چه کسانی است؟ منظور خانۀ تئاتر که نیست؟ هست؟
در همین رابطه لازم است یادآور شوم که بند نخست از قطعنامۀ پانزده ماده ای که در روز پایانی کنگرۀ تئاتر کشور صادر شد چنین است:"اعتبار و ارتقاء سطح مالی و جایگاه سازمانی تشکیلات تئاتر بر اساس سند توسعۀ ملی تئاتر به منظور تمرکز بودجۀ دولتی و حذف موازی کاری ها."
معلوم نیست این خانۀ تئاتر چه کرده است که اغلب تئاتری ها از آن در عذابند بخصوص اعضای هیأت مؤسس ITI، مریم معترف، محمدرضا خاکی و مسعود دلخواه که گزارش آن را می توانید در سایت خبرگزاری مهر بخوانید. بزودی سراغ خانۀ تئاتر هم خواهم رفت.
سند توسعۀ ملی تئاتر
تا چندی پیش این سند بر روی سایت ایران تئاتر قابل دسترسی و رؤیت بود اما اکنون اگر بر روی آن کلیک کنید فقط یک صفحۀ سفید می بینید. شاید کارشناسان مشغول کار کردن بر روی آن هستند ولی فکر می کنم تا الآن باید تنظیم شده باشد و خیلی پیش از این ها به دولت ارائه شده باشد به هر حال محمد حسین ایمانی خوشخو، معاون هنری وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی روز هشتم بهمن 1384 به ایران تئاتر گفت:"سند توسعۀ تئاتر در آخرین روزهای دولت پیشین به دولت ارائه شد وسعی شد که درونمایی از تئاتر کشور به شکل مکتوب و برنامه ریزی شده ارائه شود که با توجه به پایان عمر دولت قبلی این سند واگذار شد به دولت جدید، ما هم از این فرصت استفاده کردیم برای بازنگری مجدد سند و استفاده از نظرات کارشناسان که در حال حاضر در حال انجام اصلاحات است." وی اضافه کرد:"انشاالله وقتی پیش نویس آماده شود مجدد به دولت جدید ارائه می شود و خوشبختانه با رویکرد مثبتی که رییس جمهور و هیأت دولت در این مدت به تئاتر نشان دادند، به نظرم این سند می تواند توجه آن ها را جلب کند و هیأت تصویب کند...................."
به هر حال این سند هرجا که هست امیدواریم سلامت باشد و به اندازۀ کافی قانع کننده.
پیشنهاد 9 میلیارد تومانی
حسین پارسایی در همان نخستین جلسۀ مطبوعاتیش دولت و مجلس را مورد خطاب قرار داد و گفت:" چنانچه بودجۀ کافی در اختیار من قرار نگیرد، نمی توانم معجزه ای صورت دهم و ادامۀ شرایط موجود باعث می شود تا بیشتر هنرمندان ترجیح دهند فعالیت خود را در عرصۀ تئاتر متوقف کنند. اما چنانچه بودجۀ 9 میلیارد تومانی به تئاتر کشور اختصاص پیدا کند، تمام برنامه هایی که تا کنون قول عملکرد آن ها را داده ام، انجام خواهم داد و گزارش دقیق آن ها را نیز ارائه می دهیم." البته حصول اطمینان از کافی بودن این مبلغ برای بدنۀ تئاتر کشور کار ساده ای نیست ولی چاره ای جز اطمینان کردن نداریم و این موضوع را می توان برای دلگرمی عنوان کرد که ایمانی خوشخو در کنگرۀ تئاتر اظهار داشت چندتن از نمایندگان مجلس با او تماس گرفتند و ابراز شگفتی کردندکه سهم هنرمندان(منهای کارمندان) از بودجۀ تئاتر کشور تنها یک میلیارد و پانصد میلیون تومان است در حالی که استنباط آن ها این بوده که تئاتر حداقل 10 میلیارد بودجه در اختیار دارد!!!!!!!!!!!!!!!!!! با نزدیک بودن این مبلغ به مبلغ پیشنهادی حسین پارسایی می توان امیدوار بود که سند توسعۀ تئاتر منصفانه باشد. از طرف دیگر جدا کردن حقوق کارمندان مرکز و تئاتر شهر از بودجۀ تئاتر، پیشنهاد خوب دیگریست که از سوی پارسایی مطرح شده. او در جلسۀ مطبوعاتی اش گفت:"این مسئله یکی از پیشنهادهایی است که وزارت ارشاد نیز آن را پذیرفته است. در گذشته از بیان این مطلب که مرکز بالغ بر یک میلیارد حقوق پرداخت می کند، ترس داشتند و من از روز نخست خواستم این مسئله اعلام شود. در پی صحبت هایی که با وزارت ارشاد داشته ام به من این خبر را داده اند که از فروردین 85 تمامی پرسنل مرکز و معاونت، پرسنل وزارت ارشاد تلقی شوند و دیگر این مبلغ صرف دستمزد پرسنل نشود." با این اوصاف شاید کارمندان هم به موقع حقوقشان را دریافت کنند. آیا 9 میلیارد تحقق خواهد یافت؟
تئاتر شهر کجاست
هنوز که هنوز است مردم ما با تئاتر غریبه اند. شاید اگر آنان به تئاتر نزدیک شوند، نمایندگان آنان در مجلس نیز روی خوشی به این هنر نشان بدهند. نظر محمد خزاغی، مدیر ارتباطات و تبلیغات مرکز هنرهای نمایشی چنین است:"ما همیشه با فقر تبلیغاتی در تئاتر مواجه بودیم و چون دربارۀ این هنر، تبلیغات درست و جدی انجام نگرفته، باعث شده همیشه این هنر، تماشاگر خاص داشته باشد و با فقر تماشاگر مواجه شود. یکی از علت های فقر تماشاگر، اطلاع رسانی ضعیف است. منظورم اطلاع رسانی فقط در عرصۀ مطبوعات نیست. حداکثر سقف بودجه ای که برای تبلیغات هر نمایش در نظر گرفته شده، تنها 500 هزار تومان است. در نظر سنجی که ما انجام دادیم، خیلی ها هنوز نمی دانند تئاتر شهر کجاست! وقتی می گوییم تئاتر شهر در چهارراه ولی عصر است، می گویند آهان، همان ساختمان گرد که وسط چهارراه ولی عصر قرار گرفته! همین مثال ساده نشان می دهد ما در این بیست و اندی سال خیلی ضعیف عمل کرده ایم ." او سپس به نکته ای اشاره می کند که ما را به یاد مثال مرغ و تخم مرغ می اندازد و می گوید:"البته این را بگویم که ما مشکل مخاطب نداریم، سالن هایمان نیز ظرفیت زیاد ندارند. یکی از مشکلات ما این است که اگر مخاطب تئاتر هم گسترش پیدا کند، سالن ها گنجایش تماشاگران بیشتر از حد فعلی را ندارند." (جمعه 30 دی ماه – سایت ایران تئاتر) در ادامه، او با ارائۀ راهکارهایی اشاره کرده است که به غیر از پوستر و بروشور، می شود از امکانات دیگری مثل رسانۀ ملی و بیلبوردهای(Bill Board) سطح شهر برای تبلیغات استفاده کرد ولی مسئله اینجاست که اگر بودجه و سالن به حد کافی نداشته باشیم، تماشاگر برای چه می خواهیم؟!
اخبار رسمی و غیررسمی دربارۀ آخرین وضعیت بودجه
حسین پارسایی که به نظر می آید سعی دارد واقع بین باشد در یک جمع بندی دربارۀ بودجه گفته است:"اگر بتوانیم از بودجۀ تئاتر به درستی دفاع کنیم، مقدار آن حداقل به دو برابر و حداکثر به چهار برابر افزایش پیدا می کند" و ادامه داده است که اگر بودجۀ تئاتر 6 میلیارد شود قابل تحمل خواهد بود تا اولاً بدهی های تئاتر را بدهیم و دوم این که بخشی از فعالیت های حرفه ای خود را محقق کنیم، در شرایط حاضر مرکز مجبور به حذف فعالیت های خود است." (سه شنبه 6 دی- سایت ایران تئاتر)
طبق آخرین اخبار شفاهی، کمیسیون فرهنگی مجلس به مرکز هنرهای نمایشی گفته است که از مبلغ 7 میلیارد صحبت هایش را شروع کند و به دفاع بپردازد و در این روزها شنیده ایم که مبلغ تصویب شده، تنها 4 میلیارد تومان است. اما پارسایی در گفت و گو با فارس خبر از دو برابر شدن میزان بودجه داده و گفته است:"بودجۀ تئاتر کشور بدون احتساب هزینه های پرسنلی مرکز هنرهای نمایشی به دو برابر افزایش یافته است و برای رسیدن به بودجۀ 9 میلیارد تومانی که پیشنهاد شده، چندین تبصره وجود دارد."
نمی دانم باید خوشحال بود یا نه ولی چیزی که همواره و همیشه هستیم، امیدوار است. به ویژه که این روزها، هنگام بازدید از خانۀتئاتر، صفار هرندی مژده داده است :"دوستان هنرمند من در خانۀ تئاتر بدانند کلیۀ زیر مجموعه های وزارت ارشاد بر این باورند که هیچ پرداختی واجب تر از پرداخت حقوق معوقۀ هنرمندان نیست و ما مأموریتی جز این نداریم و بدانید تمام مواردی که در خصوص دستمزدها و حقوق دوستان هنرمند گفتید در اولویت کارهای ما هستند، در این بین تصور من این است که بخش قابل توجهی از این دستمزدها قبل از فرا رسیدن سال جدید به هنرمندان پرداخت می شود و اگر این کار انجام نشود، نقطۀ ضعفی آشکار برای من و معاونان من است. قطعاً با توجه به رای زنی های انجام گرفته تا روز 20 اسفند ماه سال جاری کلیۀ حقوق معوقۀ هنرمندان پرداخت می شود و ما از شرمندگی شما هنرمندان بیرون می آییم."(سه شنبه 16 اسفند 1384 – روزنامۀ شرق) پارسایی نیز در این مورد یادآورشده:"گفته های وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی ضمانت اجرایی دارد و پیرو دستور و قول وزیر، قبل از عید معوقه های گروه های نمایشی تصویب می شود و مسئولان ذیربط در حال پی گیری هستند."
در پایان برای دوستانی که مطلب گذشته را خوانده اند می نویسم که در همان روز آغاز عملیات عمرانی خانۀ تئاتر، نیرومند، مشاور هنری وزیر ارشاد در مورد وضعیت ساخت و ساز اطراف تئاتر شهر خبر داد:"این موضوع از طرف شهرداری در حال پی گیری است و هفتۀ آینده با مسئولان شهرداری در این باره جلسه خواهیم داشت." (خبرگزاری مهر 15/12/84 ) امیدواریم از این جلسه، اخباری منتشر شود.
گزارشی دربارۀ دیوار تخریب شدۀ تئاتر شهر
دیگر نه کسی گفت و نه کسی نوشت
مریم سپهری
روز چهارشنبه 11 آبان 1384 دیوار تالار قشقایی فروریخت. اما فکر می کنم این دیوار خیلی پیش از این ها فرو ریخته بود یعنی درست همان زمانی که آن تراکتور عظیم الجثۀ زردرنگ نخستین روزِ کاری اش را در پارکینگ تئاتر شهر آغاز کرد: خاک برداشت و زمین را گود کرد، زمین را گود کرد و خاک برداشت..............
پیش از اولین روز کاریِ این ماشین زردرنگ؛ در تئاتر شهر زمزمه ها بود، کارگردانان و بازیگران، طراحان و نمایشنامه نویسان، مدیران و مسئولان، این ها و آن ها به هم می گفتند و از هم می پرسیدند که آیا درست است می خواهند در پارگینک تئاتر شهر ساختمان بسازند؟ (این ساختمان هم ترکیب عجیبی است؛ در این دوران و در این شهر، اغلب اوقات، خرابمان معنی بهتری می دهد) خلاصه این که مصاحبه کردند و گفتند و نوشتند و درخواست کردند که مباد اصلی ترین و تنهاترین مجموعۀ تئاتر کشور بی پارکینگ شود و کارمندان و هنرمندان و تماشاگران به ویژه این گروه آخر بمانند حیران و سرگردان در کوچه های تنگ و باریک پشت تئاتر شهر دقایقی پیش از اجرا در میان ترافیک بلوکه شده که هیچ راه فراریش نیست! اما کسی نشنود. آیا آن روزها تصورش را می کردیم که دیوار این مجموعه بریزد بر اثر این ساختمان ؟
تئاتر چیست که پارکینگش باشد ؟
می دانستیم مجموعۀ تئاتر شهر در فهرست آثار ملی به ثبت رسیده است انتظار داشتیم برخوردی بشود نظیر قضیۀ ساختمان سازی در کنار نقش جهان اصفهان؛ اما نشد. مهدی معمارزاده ناظر فنی سازمان میراث فرهنگی و گردشگری استان تهران در گفت و گویی با ایسنا در تاریخ 11/8/84 گفت : "جموعۀ تئاتر شهر در فهرست آثار ملی به ثبت رسیده است و هرگونه فعالیتی در آن مجموعه، باید با هماهنگی سازمان میراث فرهنگی و گردشگری استان تهران انجام شود؛ ولی افرادی که در کنار آن مجموعه مشغول به کار هستند، هیچ اطلاعی به این سازمان نداده اند." ... او با تأکید بر این که حریم تئاتر شهر، باید از سوی همۀ ارگان ها رعایت شود، اضافه کرد:"کسانی که باعث این تخریب شدند، باید مجموعه را تعمیر و مانند گذشته بازسازی کنند، ضمن آن که فعالیت های آن محدوده نیز باید متوقف شود." عجبا که نه آنان هماهنگ کردند و نه اینان نظارت!!
هنرمندان تئاتر برآشفتند.
بابک محمدی که پیش از این ها نمایش "حرفه ای ها" را در تالار قشقایی به روی صحنه برده بود، گفت:"به نظر من شهرداری باید برای رد این اتهام که ساخت و سازهایش در اطراف تئاتر شهر عمدی بوده است، پروژه را متوقف کند و مانع جو سازی بیشتر شود." او دربارۀ خطرات ساخت و سازهای غیر اصولی و غیر کارشناسانه در اطراف تئاتر شهر تصریح کرد:"به اندازۀ کافی تالارهای زیرزمینی تئاتر شهر خطرناک هستند، اکنون با این حادثه، خطر جانی حضور در این تالارها بیشتر شده است."(16/8/84 – ایران تئاتر به نقل از خبرگزاری مهر) و بهزاد فراهانی هم درآمد که:" اگر تئاتر نمی خواهند، می توانند به جای این که در کنار تئاتر شهرمسجد بسازند، خود این ساختمان را تبدیل به مسجد کنند تا مشخص شود که این مملکت، تئاتر نیاز ندارد و خیال همه راحت می شود. با این کار،تمام مشکلات تئاتری ها حل خواهد شد.(18/8/84 – ایران تئاتر به نقل از خبرگزاری مهر)
حسین مسافر آُستانه دبیر بیست و چهارمین جشنوارۀ تئاتر فجر علت وقوع چنین اتفاقی را تنبلی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و نگاه زورمدارانۀ شهرداری دانست و خاطرنشان کرد: "دفتر حقوقی ارشاد با وجود مشکلات عدیده ای که برای تئاتر شهر طی این دو سال ایجاد شده، هیچ اقدامی برای پی گیری و حل مشکل نکرده است." او دربارۀ بازنگری شهرداری در پروژۀ ساخت و ساز اطراف تئاتر شهر گفت:"من بعید می دانم شهرداری عقب نشینی کند زیرا چشم طمع به این زمین دوخته، با ساخت یک مجموعۀ تجاری قصد کسب درآمد دارد." مسافر آستانه تأکید کرد:"جای تعجب است مسئولانی که مرتب دم از فرهنگ می زنند و فرهنگ مدارانه بودن خود را به رخ همه می کشند، این قدر در مورد مسایل فرهنگی سهل انگارند."(18/4/84 – ایران تئاتر به نقل از خبرگزاری مهر)
جشن در تالارهای خطرناک
بله خیلی حرف های دیگر هم گفته شد و نوشته شد و خیلی سازمان های دیگر هم مورد سوءظن قرار گرفتند و خیلی سازمان های دیگر هم از قلم افتادند تا این که به تدریج همه چیز یخ کرد، تازگی و داغی حادثه جای خود را به سردی و فراموشی داد و دیگر کسی نه گفت و نه نوشت. با بستن در ورودی تالار قشقایی و ترمیم سطحی و موقتی دیوارها، حتی بیست و چهارمین جشنوارۀ تئاتر فجر هم برگزار شد و تماشاگران و هنرمندان از جان گذشتۀ تئاتر در این تالارهای خطرناک زیرزمینی که از جان بیشترش دوست دارند، زندگی کردند و جشن گرفتند.
اکنون آیا خبری از شرکت توسعۀ فضاهای فرهنگی شهر تهران هست تا خسارات وارده را جبران کند یا این که نظارتی از سوی سازمان میراث فرهنگی برای حفظ حریم این تنهاترین مجموعۀ تئاتری کشور که در فهرست آثار ملی نیز ثبت شده است، وجود دارد؟ یادتان می آید سال گذشته وقتی خانۀ خورشید آتش گرفت به دلیل مسدود بودن پارکینگ تئاتر شهر، ماشین آتش نشانی با تأخیر توانست به این تالار نزدیک شود؟ چه کسی مسئول خواهد بود اگر فردی از خانوادۀ تئاتر، در این خانۀ رو به ویرانی، آسیب ببیند؟
پاسخی سؤال گونه
اگر شما هم به سرنوشت این دیوار علاقمندید و می خواهید بدانید چرا ساخت آن که قرار بود دو ماهه به پایان برسد، هنوز پس از چهار ماه به جایی نرسیده است، با هم به دفتر رییس مرکز هنرهای نمایشی تلفن می زنیم: خانم منشی گوشی را برمی دارد، پس از معرفی کامل خود، درخواست مکالمۀ تلفنی با رییس مرکز را می کنیم، پاسخی سؤال گونه می شنویم: در چه موردی می خواهید با ایشان صحبت کنید؟ جواب این است: در مورد دیوار تالار قشقایی. خانم منشی می گوید: ایشان جلسه دارند. در این مورد هم بهتر است با تئاتر شهر تماس بگیرید.
با دفتر رییس مجموعۀ تئاتر شهر تماس می گیریم پس از معرفی، درخواست مکالمۀ تلفنی با رییس تئاتر شهر را می کنیم. پاسخی سؤال گونه می شنویم: در چه موردی می خواهید با ایشان صحبت کنید؟ جواب می دهیم: در مورد دیوار تالار قشقایی. می گوید گوشی را نگه دارید پس از لحظاتی که روی Hold به سر می بریم و موزیکی پخش می شود، خانم منشی می گوید: با مرکز هنرهای نمایشی تماس بگیرید.
کمی با هم فکر می کنیم: با چه کس دیگری می شود صحبت کرد؟ ................. مدیرعامل خانۀ تئاتر جلسه ای داشته است با شورای شهر تهران. پس با خانۀ تئاتر تماس می گیرم: خانم منشی بعد از آن که موضوع مورد سؤال را می پرسد، چندین و چندبار ما را به ده دقیقه و نیم ساعت آینده موکول می کند پس از آن، تمامی تلفن های خانۀ تئاتر اشغال است! اما شمارۀ تلفن دستی مدیرعامل ، در دفتر تلفن پیدا می شود پس تماس می گیریم ، لازم نیست پرگویی کنم تا حوصله تان سر برود، پاسخ این است: با مسئولان مرکز هنرهای نمایشی و تئاتر شهر صحبت کنید.
در این لحظه دیگر چیزی برای گفتن باقی نمانده است بهتر است برویم و پیدا کنیم پرتغال فروش را !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! به راستی چه کسی پاسخگو ست؟ از که باید پرسید؟